سلام.سلام داداش فرهاد.
منم.میشناسی؟چرا دیگه به خوابم نمیای؟بخدا از روزی که رفتی دارم دیوونه میشم.
کجایی که ببینی همه واست فاتحه میخوونن.
خوشا به سعادتت.خیلیا دوست دارن.
داداش منتظرتم که بیای به خوابم.
قاتلتو پیدا کردیم.
خداحافظ
سلام.سلام داداش فرهاد.
منم.میشناسی؟چرا دیگه به خوابم نمیای؟بخدا از روزی که رفتی دارم دیوونه میشم.
کجایی که ببینی همه واست فاتحه میخوونن.
خوشا به سعادتت.خیلیا دوست دارن.
داداش منتظرتم که بیای به خوابم.
قاتلتو پیدا کردیم.
خداحافظ
salam be hamegi
man kasiam ke aziztarin kasamo az dast dadam
farhad shabe 23 mahe ramazan tasadof kardo be rahmate khoda raft
vasash fatehe bekhunido salavat befrestin
bye
شب، شبی بود غمانگیز که آزارم داد
خلوتی بود غمآمیز که آزارم داد
کاسهای دست تو و باقی این ظرف تهی
دلم از صبر تو لبریز که آزارم داد
فصلها یک غم مبهم شد ومن؛
خسته از حسرت پاییز که آزارم داد
« آخرین عابر این کوچه منم »
سایهی پشت سرم نیز که آزارم داد
دردهای دلِ تنهای من از شعر بپرس
از غزل حس گلاویز که آزارم داد ـ
ماه هم دید که خاتون غزلهای شبم
نیمه شب بر در دهلیز که آزارم داد
لحظهی شرجی دیدار تو آمیخته بود ؛
با سکوت شب شالیز که آزارم داد
« بعد از آن آه خودت می دانی »
این همه غصهی یکریز که آزارم داد
خاطراتم به فراموشی مطلق پیوست
غیر یک حرف و یک چیز که آزارم داد ؛
چایی سرد شده یک غم مبهم و دگر
آه از آن حرف سرِمیز که آزارم داد !
حیف که اون روزای خوب خیلی زود تموم شدن
با یه چشم به هم زدن همشون ویرون شدن
ما میخواستیم یک شبه رهه صدساله بریم
برای لبهای عشق شعر خوشبختی بگیم
من و تو تنهای تنها واسه امروز وفردا یه قصرکاغذی ساختیم
تموم هستی رو باختیم
می خوام اینو بدونی دل من مرده دیگه
توی سینه زدنو ازیادش برده دیگه
دیگه اون روزا گذشت همه خاطره ها
دست سنگین سکوت پل سرد بین ماست
منو تو تنهای تنها واسه امروز وفردا یه قصرکاغذی ساختیم
تموم هستی رو باختیم
دیگه حتی اسم من با لبات نا آشناست
سرنوشت عشقمون بازی دست خداست
برای برگشت ما دیگه خیلی دیر شده
سرنوشت منو تو به غمی زنجیر شده
منو تو تنهای تنها واسه امروز وفردا یه قصرکاغذی ساختیم
تموم هستی رو باختیم
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق
تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟
سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت
بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت
تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس
تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس
عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم
وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم
هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم
یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم
همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم
قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم
گریه نکن دارم میرم از شهر تو عزیز من
دیگه نمیخوام که باشه عذاب جونت دل من
دلم میخواد گریه کنم به روی شونه های باد
میترسم حتی اون دیگه گریه هامو نخواد نخواد
دارم میرم میدونی افسردم از همه دنیا خوردم
منتظر بی پناه یه روز گوشه ی دنیا تو بیای ببینی
بی صدا مردم
تموم این خاطره ها بذار باشه واسه ی من
زندگیتو حروم نکن تنها نرو تو فکر من
گریه نکن عزیزم عشق من در نیار تو اشک من
نمیخوام ببینی گریه ی چشم منو بسوزه غرور
کهنه ی قلبم
( دیگه رفتم تموم شد )
خداحافظ عشقم
دیروزها کسی را دوست میداشتی
این روزها دلتنگی...تنهایی............
وبه این سادگی عمر ما گذشت
تنهای تنها
![]()